من یه زخم کهنه ای هست توی دلم
جوونی کردم نه اندازه ی تو ء پدر
دوران کودکیم هم گذشت با تاب سرسره
اما حالا یه جوونم که سانسور شده
من حرف دارم گوشاتو بده به من
از این درد و دل کجاشو به تو بگم
من پرم از تحریک و باورای غلط
تو با پول زنده ای اما ما برای قلم
تا راه بره بنویسه روزگارو
مشکلات هم کم نزد پشت مارو
روزه دار رو ما سیر دیدیم قبل نمازش
همون مخالف اکید با رقص و نوارش
حق بده که من بازم گله کنم
شاید تونستم خالی کنم دل تورم
دل توام از افکار نسل قدیمه
اگه شکسته بازم وصله جدیده
این غمنامه نیست یه ضرب طلبه
دیگه هر کسی ندید چراق زرد رو بلده
باس فهمیده باشی خیر سرت عاقلی
چشاتو باز کن و تو هم بشو واقع بین