من و یک چرخ کبود
من و یک عالمه درد
من و یک روز سیاه
من و یک شب بلند
من و یک نقاب زیبا روی صورت دروغ
منه تنهای شکسته با یه قلب بی فروغ
منم و رقص دقیقه اشک رو صورت پاک
من و پاهای برهنه که فرو میره تو خاک
منم و حق حق یک طفلک آغشته به غم
من و یک مزرعه ی دستای بی رحم ستم
منم و یک عالمه درد ........