تبليغاتX
۩۞۩.*•. سکوت پر فرياد .•*.۩۞۩

هییییس !

 

داداشي چشماتو وا کن بذار دستاتو بگيرم

 

دوباره بيا به خوابم دارم از دوريت ميميرم

 

اي خدا من اونو ميخوام اما تو ازم گرفتي

 

رفت و جا گذاشت تو قلبم خاطراتش مثل آتيش

 

اي خدا فکر نميکردم که يه روز ازم جدا شه

 

باورش سخته که ديگه سايش رو سرم نباشه

 

گر چه سرده دست گرمت اما واسه من هموني

 

با تموم خاطراتت توي ذهن من ميموني

 

داداشي چشماتو وا کن بذار دستاتو بگيرم

 

دوباره بيا به خوابم دارم از دوريت ميميرم

 

اي خدا من اونو ميخوام اما تو ازم گرفتي

 

رفت و جا گذاشت تو قلبم خاطراتش مثل آتيش

 

باورم نميشه رفته گر چه اون برنميگرده

 

داداشي غمهاي دنيا ببين با دلم چه کرده

 

داداشي چشماتو بستي نميگيري تو سراغم

 

ديگه تنها دل خوشيمه عکس تو توي اتاقم

 

داداشي چشماتو وا کن بذار دستاتو بگيرم

 

دوباره بيا به خوابم دارم از دوريت ميميرم

 

اي خدا من اونو ميخوام اما تو ازم گرفتي

 

رفت و جا گذاشت تو قلبم خاطراتش مثل آتيش
     

+ تاريخ دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 11 بعد از ظهر نويسنده ابوالفضل |